همایش کشوری تمدن آراتا
همایش کشوری تمدن آراتا امسال نیز مانند سالهای گدشته به همت کوهنوردان کرمانی در منطقه کویری شهداد برگزار گردید.
شهداد تا کرمان 100 کیلومتر و تا شهر افسانه ای کلوتها 40 کیلومتر فاصله دارد.این منطقه در بین زمین شناسان به قطب گرمایی زمین معروف است که دمای آن به 100 درجه سانتیگراد می رسد.
کویر شهداد بخشی از حاشیه غربی کویرلوت است .شهداد با 24 هزار کیلومتر مربع وسعت در جنوب شرقی ایران و شمال شرقی کرمان ،یکی از بزرگترین بخش های کشور و باستانی ترین بخش استان کرمان محسوب می گردد.
گودترین نقطه داخلی کشور،با 156 مترارتفاع از سطح دریا ،نیز در کویر لوت ودر نزدیکی گرمترین نقطه جهان قرار داردکه در فاصله 10 – 80 کیلومتری شرق و شمال شرق شهداد کرمان واقع شده است .
در کویر شهداد 100 هکتار نمکزار به شکل جوشش تخم مرغی وجود دارد که در هیچ جای دنیا مشابه آن نیست.شهداد در ارتفاع 430 متری از سطح دریا قرار دارد.از سمت شرق فاصله ی آن تا دشت لوت حدود 30 کیلومتر و مشرف به جلگه ای است به نام تکاب .
کمپ کویری شهداد در 20 کیلومتری شهداددر مسیر نهبندان ودرآخرین نقطه هایی که زندگی ادامه دارد ،پس از گذر از ده سیف وشفیع آباد درلابه لای تپه ها قرار گرفته تا پذیرای گردشگران وطبیعت دوستان در فضایی آرام باشد.سرویس بهداشتی ،آب،برق،آمفی تئاتر روباز ،حمام آفتاب ،خواب در شن ها واستراحت در 35 آلاچیق ساخته شده ازمصالح طبیعی همچون برگهای خرماو....... بخشی از امکانات ولوازم میزبانی کویر ازمیهمانانش می باشد.
در روزیکشنبه مورخ 10/09/1387 دردفترکانون دانشجویان جلسه توجیهی برنامه با حضور اکثر کسانی که اعلام آمادگی برای شرکت در برنامه را کرده بودند برگزار شد وآقای وحید اکبری سرپرست برنامه درمورد نحوه ی اجرای برنامه توضیحاتی دادند وتقسیم وظایف شد.
تهیه مواد غذایی =آقایان :مصطفی رضایی،قاسم صفرزاده،عباس حایری
امورمالی=آقای قاسم صفرزاده
امورفرهنگی =خانم سارا اکبری
فوق برنامه=آقای محمد آشوری
گزارش برنامه=خانم مهدیه امیدبیگی
آموزش=اقای محسن حاج قاسمی
دراین برنامه کوله بندی لازم نبود و موادغذایی وسایرلوازم ازجمله چادرها ،زیرانداز وکتری ،قوری و .... نیاز به کوله بندی نداشتند وهمه دراتوبوس جای داده شد.
اتوبوس درروز سه شنبه مورخ 12/09/1387 در ساعت 00/18 درمنطقه جنگل منتظرمابود .بچه ها یکی یکی جمع شدند .وسائل وکوله ها درصندوق های اتوبوس جاداده شدوتنها وسائل شام را به داخل اتوبوس بردیم زیرا برای شام جایی توقف نداشتیم.
اتوبوسی که برای این سفردرنظرگرفته بودند واقعا عالی وراحت بود.زیرا راه طولانی رادرپیش داشتیم وشاید بیشتر ساعتهای این سفر را در راه بودیم،بنابراین لازم بود که وسیله نقلیه ازهرلحاظ راحت ومطمئن باشد.
با آمدن همه ی اعضا در ساعت 50/18 باتوکل به خدا سفر راآغاز کردیم وراه افتادیم.همه بچه ها سفر را باروحیه ای عالی آغاز کرده بودند.هوا صاف بود وخبری از برف وباران نبود.
ساعت 30/19 به پلیس راه دلیجان رسیدیم .
10/20 نراق بودیم.اطراف جاده پوشیده از برف بود.
45/20 دریک پمپ بنزین قبل از کاشان یک توقف 10 دقیقه ای داشتیم .
در ساعت 20/21 در عوارضی اتوبان کاشان – قم خانواده آقای محمدی به ما پیوستند.
ساعت 30/21 پلیس راه نطنزبودیم.
شام را در اتوبوس خوردیم .همه غذای سرد همراه آورده بودند که نیازی به گرم کردن وتوقف نباشد.
در ساعت 00/22 در استرحتگاهی بین راهی نزدیک بادرود برای نماز واستراحت در حدود 20 دقیقه توقف داشتیم.
این آخرین باری بود که اتوبوس تا صبح توقف داشت.
15/23 پلیس راه اردستان بودیم .اعضا میانسال کم کم به خواب رفته بودند .اعضای جوان در انتهای اتوبوس بیدار ودر حال بحث وگفتگو درمورد مسائل فرهنگی واجتماعی بودند.تعداد بچه ها کمتر از صندلی های اتوبوس بود .عده ای روی دو صندلی وعده ای هم کف ماشین وهرطور که احساس می کردند راحت ترند به خواب رفتند.ولی به هرحال خوابیدن دراتوبوس مشکلات خاص خودش را داشت.
چهارشنبه 13/09/1387
جاده از کرمان تا کویر یک بانده ودوطرفه است .ازابتدای گردنه آنتن تلفن های همراه قطع می شود ولی با عبوراز گردنه هم هوا بهتر می شود وهم آنتن تلفن ها برمی گردد.
درسمت راست جاده روستایی پدیدار شد که ازدرخت های سپیدارکه به علت پاییززرد ونارنجی شده بودند پربود واشاره شد که این روستا دارای چشمه ی آب گرم است.
همچنان باران می بارید واشباع زمین نشان ازآن بود که قبلا هم باران آمده است.
20 – 15 کیلومتر مانده به کویر چهره کویر کم کم نمایان شد.باران قطع شده بود وتنها آسمان رعدوبرق می زد .درختچه های گز که نماینده ی آب وهوای بیابانی هستند تنها پوشش گیاهی منطقه بودند.
درساعت 50/16 به منطقه کمپ کویری شهداد رسیدیم .هواکاملا تاریک بود ودردوردست تنها رعدوبرق روشنی آسمان بود زیرا هوا ابری بود وازنورماه خبری نبود.بقیه گروهها زودتررسیده بودندووسائل نقلیه شان را پارک کرده بودندوبه داخل کمپ رفته بودند.ما هم درساعت 30/18 درزیریکی از آلاچیق های گروهی جاگیرشدیم ویکی از چادرها را برپا کردیم.زیراندازها را انداختیم .درهمسایگی ما گروههایی ازشهرهای مختلف بودند .گروهی بالهجه شمالی سرودمی خواندند وتعدادزیادی را دور خود جمع کرده بودند .(درداخل کمپ تلفن های همراه آنتن نمی دهند)
هواکاملا عالی بود ،رطوبت داشت ولی اصلا سردنبود.مدتی درمحوطه قدم زدیم ودرساعت 00/20 به آمفی تئاتر روباز رفتیم زیرا میزبانان این همایش برنامه هایی تدارک دیده بودند .درضمن 2 نفرازاعضا در کنار کوله ها باقی ماندند.برنامه با تاخیرودرساعت 50/20 شروع شد.هواخوب بود ولی کم کم باد ملایمی شروع به وزیدن کرد وقطرات ریزباران برکویرآرام آرام باریدن گرفت.برنامه های متنوع موسیقی به گویش های مختلف شیرازی،کردی،شمالی و... اجرا شد.دبیرهمایش با شرکت کنندگان لحظاتی را صحبت کرد.ساعت 00/22 برنامه تمام شد.شام به همه ی گروهها داده شد.
هواآنقدرسردنبود که انتظارداشتیم وبالباس گرم که شامل جوراب پشمی،شلوارگرم،کلاه ،دستکش وبالاپوش گرم بود ،سرما حس نمی شد.درساعت 30/23 همه خوابیدیم .8 نفر ازخانمها درچادر وبقیه اعضا بیرون خوابیدند.
پنج شنبه 14/09/1387
ساعت 00/5 بیدارباش بود .هواکاملا تاریک بود.بعدازنماز وصبحانه تمام وسائل را جمع کردیم ودرساعت 45/6 به سمت اتوبوس ها حرکت کردیم .لباس های گرم سبک پوشیدیم که با گرم شدن هوا راحت لباس ها راتعویض کنیم.بطری ها ازداخل کمپ پر آب شد وهمه بطری ها در2کوله جای گرفت وفقط همین 2 کوله را برداشتیم وبقیه دراتوبوس ماند.ازمحل کمپ تا کویر 30 کیلومتر وجاده آسفالته است.به عنوان میان وعده به اعضا سیب ،پرتقال وشکلات داده شد.ما اولین اتوبوس بودیم که آماده به حرکت بود.ساعت 10/7 اتوبوس حرکت کرد.زمینهای اطراف حالت ترک خوردگی داشتندوتعداد درختچه های گز بیشتر شده بود.کم کم یک نخلستان وتعدادی زمین کشاورزی دراطراف جاده پدیدارشد.کوهی درسمت راستمان دیده شد که تنها قله اش ازمیان ابرها پیدا بود ویادآور دماوند رفیع وبلند شد.
30/7 بود که پوشش گیاهی حذف شد.50/7 به منطقه گندم بریان رسیدیم واز ماشین ها پیاده شدیم.جمعیت بسیازیادبود(بیش از 1200 نفر به گفته برگزار کنندگان)همه گروهها دریک صف منظم به سمت دل کویر حرکت کردند .منظره کویروکلوتها واقعا دیدنی بودو همه ی افراد را جذب ومحو خود کرده بود.کلوتها ازنظرشکل ناهمواری وپیدایش دردنیا بی نظیرند واسرار بی شماری درباره اصول وخواص پیدایش آنها وجود دارد.ازدوردست که به کلوتها نگاه می کنیم شهری بزرگ با آسمان خراشهای فراوان راتداعی می کندوهمین امرباعث شده که تابرخی ازجهانگردان خارجی ازآن به عنوان شهرارواح یادکنند.دراین ناحیه هیچ موجودزنده گیاهی وجانوری دیده نمی شود.مرتفع ترین هرمهای ماسه ای دنیا ،پهنه های وسیع ماسه با طیف رنگی قهوه ای ورودشور،تپه های شنی کویری ،دشت های ریگی لحظات به یادماندنی رابرای هرانسانی ایجاد می کند.سکوت ،آرامش وپهنه وسیع وناتمام و... همه دست دردست هم می دهند تاانسان را درشگفتی وجذبه ای خاص به تامل وحیرت وادارند.
درطول مسیر2 وقت استراحت 15 دقیقه ای داشتیم .بعدازمدتی همه گروهها شروع به خواندن سرودهای محلی وشاد کردند .گروه گروه دورهم جمع شده بودند وعکس های یادگاری می انداختند همه با هم اخت شده بودند وبینشان فاصله ای نبود.دربین راه عده ای کفشهایشان را درآورده بودند وبرهنه در کویر قدم می زدند.حس فوق العاده وآرامشی عجیب در پی داشت .درانتهای پیاده روی همه افراد دست در دست هم دادند وبه افتخارایران عزیزمان سرود ای ایران را در دل کویر فریادزدند.
ساعت 30/12 از مسیری نزدیک به مسیر رفت ، برگشتیم .45/13 به کمپ رسیدیم.درراه روحیه بچه ها عالی وازهمیشه شادتربود.بعدازصرف نهار بلافاصله همه وسایل راجمع کردیم ودرساعت 20/16کمپ را به مقصد یزدترک کردیم .تقریبا بچه ها به خاطر پیاده روی صبح وگرمای هوا بیحال وخسته بودند .درساعت 45/17دوباره به گردنه برفی رسیدیم .برف آنقدربود که اتوبوس لیز می خورد .به کمک عده ای از بچه ها به سلامت از گردنه عبور کردیم (وسائل نقلیه سبک برای عبور ازگردنه حتما به زنجیرچرخ نیازدارند)
40/18 دراستراحتگاهی قبل ازکرمان توقف کردیم ونمازخواندیم.هواسرد بودوبعدازحرکت درساعت 00/19 به کرمان رسیدیم .درکرمان برای شام خرید کردیم.شام توسط تعدادی ازخانمها درهمان اتوبوس تهیه شد وهمانجا هم درساعت 30/20 صرف شد.25/22 به رفسنجان رسیدیم .هوا بارانی بود .بچه ها کم کم به خواب رفتند.ساعت 30/1 نیمه شب به مسجد حضرت ابوالفضل (ع) در 100 کیلومتری یزد رسیدیم.این مسجد دارای استراحتگاه ،سرویس های بهداشتی با آب گرم ودیگرامکانات بود که توسط یک انسان خیر برای آسایش مسافرین ساخته شده بود.تنها کیسه های خواب رابردیم ودریک سالن گرم همه با هم خوابیدیم.
جمعه 15/09/1387
30/7 صبح ازخواب بیدار شدیم .نوای دلنشین دعای ندبه درمحوطه طنین اندازبود.بعدازصرف صبحانه درساعت 00/9 به سمت یزدحرکت کردیم .هواابری وسرد بود.15/10 به یزد رسیدیم .خیابانهای شهرپرازآب بود ومعلوم بود شب گذشته حسابی باران آمده است.اولین جایی که برای دیدن رفتیم آتشکده زرتشتیان بود.20/10 مقابل آتشکده بودیم.قدمت این آتشکده به سال 1313 می رسید.وآتشی که دراین آتشکده روشن بود درسال 1515 ه ق ازآتشکده ناهیدپارس آورده شده وتاکنون خاموش نشده بود.
دومین جایی که برای بازدید رفتیم مجموعه امیرچخماق در میدان امیرچخماق بود.05/11 وارد مجموعه شدیم.ازپله های بسیاری بالارفتیم وبه بالاترین نقطه ساختمان رسیدیم.شهریزد ،شهربادگیرها با خانه هایی با دیوارهای گلی.
40/11 ازاین بنا خارج شدیم .برای خرید سوغات یزدبه یک شیرینی فروشی رفتیم .بعدازخرید ساعت15/12 حرکت کردیم .40/12 به در باغ دولت آبادیزد رسیدیم .باغ متعلق به قرن 12 ه.ق بود.بعدازورود به باغ درهردوسمت درختان میوه ودرختچه های انگور به چشم می خورد.درقسمت شمالی باغ یک عمارت قدیمی وزیبا بود که روبرویش ردیف درختان کاج وحوض بسیارطویلی وجود داشت.بعدازبازدید وگرفتن عکس های یادگاری درساعت 20/13 ازباغ خارج شدیم.
45/13 برای صرف نهار ونماز درامامزاده جعفر درشهریزدتوقف کردیم.هواسرد وابری بود وباد می وزید.10/15 حرکت کردیم .
درساعت 00/18 درنیستانک توقف کوتاهی داشتییم.55/18 پلیس راه اردستان بودیم.هواخوب بود وباران نمی بارید.برای آخرین میان وعده شربت بیدمشک به بچه ها داده شد.
اعضا سعی می کردند ازآخرین ساعات باقیمانده با هم بودن نهایت استفاده را بکنند..45/20 عوارضی کاشان بودیم.درپایان سفراعضا دقایقی هم درموردوضعیت کنونی گروه وراههای بهترشدن وضعیت بحث وگفتگو کردند.15/22 به نیم ور رسیدیم.
واین سفرهم در ساعت 00/22 در مقابل تعاونی (2) به پایان رسید.
اسامی اعضا شرکت کننده:
آقایان: جعفرانصاری ،جوادمعیریان،محمدانصاری ،اسفندیارخسروانی،مهردادخسروانی،احمدزین العابدینی،قاسم صفرزاده،داوود حاج قاسمی،وحیداکبری،حمیددرخشان،صالح محمدی،محسن حاج قاسمی،محمدآشوری،مصطفی رضایی،عباس حایری،رضا درمیشی،علی کاظمی ودکترمحمدی .
خانمها:عفت صمدی،فهیمه انصاری،سارااکبری،مهدیه امیدبیکی،وجیهه سروش،اکرم واعظم کاظمی،خانم درخشان،خانم محمدی
امیدبیگی